به گزارش «
سراج24»؛ آیتالله جوادی آملی در دیدار اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در سخنانی به موضوع اسلامی شدن دانشگاهها و تحول در علوم انسانی پرداخت و اظهار کرد: باید برای این تحول در چند بخش بحث کنیم؛ یک بخش مربوط به علم دینی است، یک بخش مربوط به عمل دینی، یک بخش بر اساس کلاننگری علم دینی و یک بخش بر اساس جزئیات علم دینی است و این چهار فصل را باید کاملاً از هم جدا کنیم.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان این نکته که اساس دانشگاه را دانش به عهده دارد، یادآور شد: اگر دانشگاه بخواهد اسلامی بشود، دانش باید اسلامی باشد.
آیتالله جوادی آملی فلسفه را عهدهدار پاسخ به مسئله وجود علم دینی دانست و اظهار کرد: تنها علمی که عهدهدار این مسئله است، فلسفه است؛ برای اینکه او درباره جهان بحث میکند که آیا خدایی هست، وحیی هست، دینی هست، نبوتی هست، امامتی هست، ولایتی هست، پس هیچ علمی از علوم رایج حسی و تجربی توان آن را ندارند که فتوا به اثبات یا نفی یا شک در این موضوع بدهند.
وی افزود: فلسفه وقتی وارد صحنه میشود، اول سکولار است؛ یعنی نمیداند دین هست یا نیست، بعد وقتی وارد بحث جهانبینی شد بحث میکند که آیا جهان، خدا دارد یا ندارد. اگر ـ معاذ الله ـ کجراهه رفت و سر از الحاد درآورد، اولین کاری که میکند روی خود را سیاه میکند و میشود فلسفه الحادی، بعد تمام علوم را هم روسیاه میکند و اگر ـ انشاءالله ـ کجراهه نرفت و به مقصد رسید دو کار مثبت میکند؛ اولین کاری که میکند خود را روسفید و سفیدروی میکند، میشود فلسفه الهی، کار و خدمت دیگری که میکند آن است که همه علوم را اسلامی میکند و میگوییم ما علم غیردینی نخواهیم داشت.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود جهان را فعل خداوند برشمرد و گفت: جهان، فعل و اثر خداست و همین فلسفه ثابت میکند که معلوم، فعل خداست، عقلی که درباره معلوم تجزیه و تحلیل را به عهده دارد فعل خداست، عالِم عقلمدار فعل خداست. افرادی که درباره فعل و قول خدا صحبت میکنند، عمل دینی انجام میدهند. تفسیر علم دینی است، برای اینکه مفسر قول خدا را تفسیر میکند و لحظه به لحظه میگوید خدا چنین گفت، بنابراین آن استاد دانشگاه هم که لحظه به لحظه میگوید خدا چنین کرد، او اگر دینیتر از آن مفسر نباشد، مثل اوست. بنابراین خود دانش باید دینپرور و اسلامی باشد و غیر از دانش اسلامی اصلاً دانشی نداریم.
آیتالله جوادی آملی ادامه داد: بنابراین علم دینی یعنی یک محقق خود را فعل خدا بداند، تحقیق و معلوم خود را فیض خدا بداند و دیگر لازم نیست از اول تا آخر کلاس درس مرتب بگوید خدا چنین کرد، خدا چنین گفت. مگر ما که در تفسیر بحث میکنیم هر لحظه میگوییم خدا چنین گفت، یک آیه را میخوانیم تا آخر معنا میکنیم ما در قول خدا غرقیم؛ این میشود دینی، آن استاد دانشگاه هم اگر در فعل خدا غرق شود، میشود دینی.
وی با بیان اهمیت توجه به نقل در کنار عقل تأکید کردند: هیچ علمی غیر از فلسفه عهدهدار اثبات خدا و وحی و نبوت و معاد نیست اما خود همین فلسفه ثابت کرده که بعضی از امور را نمی فهمد. میگوید: من گور را میبینم و میفهمم، اما برزخ و قیامت چیست را نمیفهمم. اجمالاً میدانم که خدا حکیم است و محکمهای دارد، اما بهشت و جهنم چیست را نمیفهمم. پس همین عقل میگوید من لازمم ولی کافی نیستم، خود عقل میگوید هیچ چارهای نیست و باید با نقل هماهنگ باشم.